![]() |
![]() |
|
|
نوشته های پیشین
|
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سالهاست که همگان گمان می کنند من دخترکی هستم سرخوش احوال و بی خیال که بی دغدغه است... من هم با نگاهشان همراه شدم و گذاشتم خیال کنند که من انم که انها می پندارند...
کسی هیچ وقت اشک های پنهانی و در خلوتم را ندید... من هم گذاشتم که اخرین تصویری که از من در دل دارن همان خنده هایم باشد... بزرگترین حُسنی که دارم این است که می توانم در اوج ِ همه بغض ها و رنج ها و دلخوری هایم ساعت ها برایتان شیطنت کنم و بخندانمتان و شما هیچ وقت نفهمید که پشت دیوار خنده هایم سیل اشکی روان است... شاعر نیستم اما تا دلتان بخواهد راه و رسم عاشقانه نوشتن را بلدم... اینجا دقیقا همانم که در دنیای واقعی هستم...نمی دانم شاید روزی از این حقیقت بترسم...اسم هایی که می نویسم واقعی هستند،خاطره ها ، دلخوری ها ،دلتنگی ها..... همه همانند که رخ داده است و لاغیر... بزرگترین نعمتی که خدایم به من داده دوستانی بوده است که در پناهشان هم اشک ریخته ام و هم خندیده ام...برای همیشه سبز زیستن گروه اراذلِ مهربانم همیشه دعا کن...گرچه امسال اولین سالیست که کنارشان نخواهم بود و این بیشترین شکنجه این دنیاست... عاشقانه پرســـــپولیس را می پرستم!*** به قداست عدد ۷ ایمان دارم *** هوای بارونی و دعا کردن زیر بارون رو به هر چیزی ترجیح میدم *** پایـــــیز روزگاری فصل رویاهایم بود هنوز هم می پرستمش گرچه خود زاده اولین روز ماه گرم مردادم***از چتر متنفرم *** میگن خییلی پر حرفم (!) *** میگن شیطونیم خییلیا رو کلافه کرده *** ظاهرا" در کل کل هم مقام برتر رو کسب کردم***بزرگترین ارزویم رسیدن به اسمان خدایم است و بس!*** مهربان نامهربانی دارم.... دعا کن برسد وقت بودن هایش... ****************************** اسم جدید توضیح نداره! ***************************************** : الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوبه خدا عزيزه و دانا، او آمرزندهي گناه هست و پذيرندهي توبه (غافر/آیه 3-2) و دعا کن که مرا ببخشد... یا علی... ندا... ۱/۵/۷۱ اين سرگذشت کودکي است که به سر انگشت پا هرگز دستش به شاخه ي هيچ آرزوئي نرسيده است .... از : مرحوم حسين پناهي |
|
RSS
|