تبليغاتX
جایی برای من - امتحان تاریخ دوست داشتنی
جایی برای من

به رسم ادمای چاله میدون سام علیک!!!

حال ؟احوال؟؟روزگار؟؟زندگی؟؟؟

زندگی شهد گل است

                                   که زنبور زمان ان را می مکد

انچه که کی ماند

                                  عسل خاطره هاست

 

منم خوبم ،زندگی حول محور خوبیها می گرده ،سعی دارم بدیها رو نبینم

حالا ولش بریم سراغ مطلب امروز:

امروز ما امتحان تاریخ داشتیم.....

اه اه

دیشب بیشتر حواسم به نت بود تا درس تا ۳ شب بیدار بودم اما نه از نت چیزی به من ماسید نه از درس

یعنی از ۴ درس تاریخ(۵۵ صفحه )من فقط دو درس خوندم اونم نه کامل  ......بقیشم به امید خدا ودوستان رفتم جلو

معلمه اومد وگفت امتحان  ماهم گفتیم بسم الله ......

۷تا سوال داد حالا ببینید من چه جوری جواب دادم

سوال اول:جوابشو روی میزم نوشته بودم(میزم سفیده به راحتی میشه روش نوشت بعدش پاک کرد)

سوال دوم:به علت شوتی معلم کتاب تاریخ را باز کرده وخط به خط  از روش رونویسی کردم!!!!

سوال سوم:و خداوند مژگان را افرید تا مثل.....درس بخواند و  به ما تقلب برساند!!!!

سوال چهارم:خود معلمه نصفشو گفت نصفشم نوشین.....

سوال پنجم:در طی یک عمل زشت این سوالو خودم جواب دادم.......به افتخارم!

سوال ششم:کتاب واسه چیه؟؟خب دیگه منم از روش نوشتم

سوال هفت: به طریقه جواب دادن در مورد سوال ششم مراجعه شود!!!

 

باور کنین من یکی اینجوری جواب ندادم کلهم اجمعین کلاس همینجوری بودن

همه از یک کنار نمره کامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل

بعد امتحان معلمه گفت :هفته دیگه از سه درس بعد امتحان

هیچکس اعتراض نکرد.......چون همه می دونستیم چه جور امتحانیه

 

زنگ سوم به دفتر مدرسه احضار شدم!!!

بازم!!!!!!

جریان از این قرار بود که دیروز وقتی ما داشتیم می زدیم می رقصیدیم ناظم محترمه(!) ما را در حین رقص با اعمال شاقه!! دید

منو احضار کردن خفـــــــــــــــــــــن

مژگان جان نثاری کرد و اسمهامونو نداد از خودش نمره کم شد

  پ.ن۱: به زودی منتظر یه اپ جالب باشین ...در مورد یه فرد مهم!

پ.ن ۲: حال ارزو(به پست پایین مراجعه شود!) خوب است با مشکلات می جنگد ....فکر خودکشی هم ندارد)

پ.ن۳ تقدیمی:

تو را دوست دارم نمی دانم چرا؟

شاید این طبیعت ساده و بی الایش من است که حد ومرزی برای دوست داشتن نمی شناسد 

ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام! چه کسی مرا دوست دارد؟؟؟(تقدیم شده به......!!)

 

قراره فردا برم مشهد......همتون و دعا می کنم........

پ.ن۴: خدایا دلم بارون می خواد ...........یه بارون تند تند تند  از اونا که برم زیرش خیس شم سرما بخورم.....اما زیرش دعا کنم.....میگن زیر بارون دعاها زود زود قبول میشه

پ.ن۵: اگه همونی هستی که من فکر می کنم و داری زنگ میزنی واینجا روهم می خونی خودت رو معرفی کن،لطفا!!

پ.ن۶:

ببخشید یه ۲۰ دقیقه ای نبودم داشتم با تلفن حرف میزدم

مخاطب تلفن خییییییییییلی خییییییییلی خوش حال شدم که صداتو شنیدم خانومی گلم!!

پ.ن۷: گفتم بهتون که منتظر یه پست خوب و باحال باشین؟؟گفتم؟؟

خب اشکال نداره به دلیل اهمیت موضوع دوباره گفته شد

به رسم بچه باحالای روزگار:

داش یا علــــــــــــــــــــــــی

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:45 توسط ندا | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ