تبليغاتX
جایی برای من - باز من وهمان حرفای....
جایی برای من

۵ وارونه چه معنا دارد.......؟

خواهر کوچکم از من پرسید....

من به او خندیدم...

گفت بر روی درختان دیدم...

باز هم خندیدم....

گفت: به خدا خودم دیدم که مهران پسر همسایه ۵ وارونه به مینا میداد...!!!

انقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید.

بغلش کردم و با خود گفتم:

وقتی باریدن بی وفقه درد سقف کوتاه دلت را خم کرد....

بی گمان خواهی فهمید ۵ وارونه چه معنا دارد


باز هم منم انگاری!

بعد از پشت سر گذاشتن ۷ خان امتحانات! و سروکله زدن با هزارتا فرمول و مسئله...

بلاخره بسی اسوده گشتیم در این چند روز...

تو این مدت  که نبودم اتفاق بد زیاد داشتم  اتفاق خوب هم به اندازه...و برای هردوشون خداروشکر....

و حالا دلیل شکر گذاری:

اتفاقی برام افتاد که در عین ناباوری باعث شد شاد بشم ...

کسی رو از دست دادم.(ظاهرا") اما در واقع خییلی چیزارو بدست اوردم.

در اون شرایط سخت که فوق العاده دپرس(افسرده) بودم  اینکه میدیدم دوستام نگرانم هستن واسم یه مرهم بود....

اون دلسوزی هاشون مهربونی هاشون دعواهاشون حتی وقتی سرم داد میزدن و ازم می خواستن که ناراحت نباشم......

همه و همه تنها چیزی بود که باعث شد هنوز هم میل و رغبتی برای زندگی داشته باشم

باعث شد بفهمم هنوز هم تنها نیستم....

و اما دو اتفاق خوب:

۱- اکرم عروس شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(دلم می خواد تا ابد علامت تعجب بزارم)

اولش شوخی بود و خنده و مسخره بازی ....

یهودیدم کنار سفره عقد نشستم  چشام بارونیه....

باور کردنی نبود برام که به این راحتی از دنیای ما کنار بکشه و همسفر یه مرد ! بشه....

حالا همه ارازل هر وقت بهم نگاه می کنیم می گیم:

کلاغ پر .....اکرم پر!!!!

اما وقتی روز بعد مراسم(توضیح: مراسم اصلی بعد محرم و صفر هست این یه مراسم مختصر نامزدی بود)

اکرم سر کلاس ظاهر شد همه از ته دل خوشحال شدیم که هنوز هم ۷ تا هستیم.

۲- عینکی شدم!

شاید به ظاهر و برای خییلیا اتفاق جالب و حتی خوبی نباشه اما من نیاز به تحول اساسی داشتم!

اینکه هرکس که منو دید متوجه اون بشه و.....

پ.ن۱: شده تا حالا از شلوغی خوشت بیاد؟ از نامرتبی؟

وضعیت منه.....همه کتابام و وسایلم پخش و پلاست....یه جوری که فقط سه راه برای رفت و امد در اتاق و جود داره:

۱:با سه پرش کوچیک از در اتاق برسی یه تخت!

۲:با چهار پرش بزرگ بپری جای کامپیوتر!

۳:از روی تخت بپری روی صندلی بعد برسی به تلویزیون!!!

من این شلختگی رو دوست دارم.!

پ.ن تقدیمی:

حمید محمدی عزیز تولدت مبارک!

پ.ن دلی:

گرچه نمی شود به تو رسید یا حتی برای ثانیه ای مالک قلب تو شد اما من برای دوست داشتن تو وسعت تمام اسمانها را در اختیار دارم و می توانم انقدر دوستت بدارم که همه بدانند که سهم من در زندگی تو بودی که به ناحق از من ربودند....

نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 14:50 توسط ندا | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ