تبليغاتX
جایی برای من - نود و حس من....
جایی برای من

می دونم واسه گذاشتن پست جدید خیلی زوده اما....

می نویسم!

از نود و عادل ....

چند سال پیش بود ....

درست همون موقع که با کوله پشتی و فرزاد حسنی هرشب زندگی می کردم...

عجیب دوستش داشتم....

سنم به این حرفا نمی خورد که بنشیم و کوله پشتی نگاه کنم بیشتر مناسب سن ۲۰-۲۰بود اما من دیوانه وار عاشق این برنامه بودم....

و عجیبتر اینکه هیچ کس هیچ وقت نفهمید(یا شاید نخواست بفهمد!)که من فقط برای فرزاد حسنی این برنامه را میبینم.

فرزاد را دوست دارم....جسارتش را....تیکه پرانی هایش را....حرفهایش را ...صراحتش را...

همه و همه....

اما وقتی به اون دلیل کذایی(درد قلب!!!!!!!) از کوله پشتی بدون خداحافظی رفت....

من موندم و خاطره های مشترکم با این برنامه

وقتی بعد مصاحبه با رادان مسولان! یه جورایی از رسانه ملی!!!! بیرونش کردن ...

قلبم درد گرفت....

بعد اون پخش کوله پشتی سوهان روحم شد....اینکه یکی دیگه اجراش کنه...

(گرچه بعد از ان هم چنین ماجرایی یقه رضا رشید پور را گرفت)

و بعد اون سالها....

حالا نوبت عادل فردوسی پور....

با نود زندگی کردم...به خاطرش امتحان خراب کردم...

دیر خوابیدم....حتی دعوا کردم!

و اگه قرار بشه بره انگار یه تیکه از خاطره هام دوباره میره...

عادلو دوست دارم.....

به همان دلایل......

جسارتش...صراحتش...کل کل کردنش...تند حرف زدنش ...و اون چهره خاص و دوست داشتنیش...

نود و دوست دارم....

واسه همه چیز.....

وقتی اون دوشنبه برنامه ۷۰ دقیقه ای نود اجرا شد و عادل همون عادل همیشگی نبود..یه لحظه همه چیز رو تموم شده حس کردم....

این دوشنبه همش دلشوره داشتم که پخش میشه یا نه؟و عجیب اینکه برعکس همیشه اصلا تبلیغ یا زیر نویسی درباره پخشش ندیدم.

اما وقتی با اون شکوه و عظمت دوباره ظاهر شد ...

خیالم راحت شد...حداقل!!

نود بماند یا نماند....همیشه حادثه ساز خواهد بود.

پ.ن۱:

پست قبل هم جدید هست یه سری بهش بزن

نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 16:40 توسط ندا | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ